.
حضور و سخنرانی سفیر جمهوری اسلامی ایران در رم در نشست بین المللی سیاست های مدیترانه در کالیاری
.
بسمه تعالی
پرسش و پاسخها برای ارائه در همایش بینالمللی سیاستهای مدیترانهای
با حضور سفیر جمهوری اسلامی ایران در رم
- جناب آقای سفیر، حمله اسرائیل به حومه جنوبی بیروت توسط مقامات ایرانی به عنوان عبور از خط قرمز توصیف شد. اقدامات بعدی ایران به عنوان پیامی از بازدارندگی ارائه شد. چه چیزی در موازنه قدرت منطقهای تغییر کرده است؟ آیا ما با یک بحران موقت روبرو هستیم یا آغاز مرحله جدیدی از درگیری در منطقه؟
آنچه امروز در غرب آسیا در جریان است، صرفاً مجموعهای از رخدادهای مقطعی نیست، بلکه بازتاب دگرگونیهای عمیقتری است که طی سالهای گذشته در ساختار قدرت، معادلات بازدارندگی و الگوهای امنیتی منطقه شکل گرفته است.
برای تحلیل بهتر تحولات اخیر و عملیات صورت گرفته از سوی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران باید به مفاد تفاهم آتش بس بین ایران و آمریکا برگردیم. همانطور که نخستوزیر پاکستان بهعنوان میانجی اعلام کرده بود، آتش بس شامل توقف درگیری و حملات در همه منطقه از جمله لبنان بود و جمهوری اسلامی ایران نیز با شرط توقف درگیری در همه منطقه تفاهم آتش بس را پذیرفت. با این وجود شاهد نقض مکرر آتش بس از سوی رژیم صهیونیستی و آمریکا بوده ایم. رژیم صهیونیستی با ادامه رویکرد تجاوزکارانه و توسعه طلبانه خود حملات متعددی علیه لبنان اجرا کرد و در خلیج فارس نیز شاهد موارد متعدد نقض آتش بس از سوی آمریکا از جمله حمله به کشتیها و بنادر ایرانی بوده ایم. نیروهای مسلح ما در موارد مختلف پاسخ های دفاعی خود را در خلیج فارس به حملات غیرقانونی آمریکا اجرا کرده اند و در دور اخیر تنش ها نیز با توجه به هشدارها نسبت به عدم پذیرش نقش آتش بس از سوی رژیم صهیونیستی، و در پاسخ به نقض های مکرر صورت گرفته، عملیات های دفاعی ما علیه رژیم صهیونیستی اجرا شد. این عملیات در چارچوب ماده 51 منشور ملل متحد و با هدف جلوگیری از افزایش دامنه نقض آتش بس و تفهیم آمادگی برای مقابله با هرگونه نقض آن صورت گرفت. هنگامیکه قواعد پذیرفتهشده و خطوط قرمز امنیتی بهصورت آشکار نقض میشود، طبیعی است که بازیگران منطقهای نیز در چارچوب حق مشروع دفاع از خود، پیامهای بازدارندهای را منتقل کنند. آنچه تغییر کرده، نه صرفاً توازن نظامی، بلکه درک متقابل بازیگران از هزینههای اقدام و واکنش است.
با توجه به تحولات جاری، جمهوری اسلامی ایران ضمن نمایش حسن نیت برای اجرای آتش بس، آمادگی خود را برای پاسخ به هرگونه نقض آتش بس و مواجهه با رویکرد تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی نشان داد.
۲. - در روزهای اخیر، چهرههای نزدیک به رهبر ایران از اقیانوس هند، دریای سرخ و مدیترانه به عنوان عرصههای احتمالی استراتژی ایران یاد کردهاند. آیا این اظهارات را باید به عنوان بخشی از دکترین بازدارندگی تفسیر کرد، یا اینکه نشان میدهد در صورت تشدید بیشتر، درگیری میتواند بسیار فراتر از شام گسترش یابد؟
اشاره به این حوزههای راهبردی را نباید لزوماً بهمعنای تمایل به گسترش درگیری تلقی کرد؛ بلکه بیش از هر چیز بیانگر این واقعیت است که هرگونه ناامنی در منطقه میتواند پیامدهایی فراتر از یک جغرافیای خاص داشته باشد و به سایر مناطق تسری یابد. در فضای پرتنش کنونی شاهد بیان مواضع مختلفی از سوی همه طرف ها بوده ایم. در مورد جمهوری اسلامی ایران، ما صرفا مواضع اعلام شده از سوی مقامات رسمیکشور، از جمله مقامات سیاسی، فرماندهان نظامی، و وزارت امور خارجه به عنوان متولی دیپلماسی را معتبر می دانیم.
با درنظر داشتن ملاحظه فوق، باید خاطرنشان کنم که ما تردیدی در استفاده از همه توانمندیها، ظرفیت ها و ابزارهای دفاعی خود برای مواجهه با هرگونه تجاوز نخواهیم داشت. دکترین نظامی ما نیز بر اساس تکیه بر توانمندیهای بومی نیروهای مسلح قرار دارد و همانطور که در دو تجاوز اخیر علیه جمهوری اسلامی ایران مشاهده شد، با تکیه بر همین توانمندیها امکان مقابله با تجاوزات نامشروع و تحمیل شکست بر طرف مقابل را تثبیت کرده ایم.
معتقدم خطر اصلی برای تنش در منطقه، از جمله در دریای سرخ، خلیج فارس و همه خاورمیانه، حضور نیروهای فرامنطقه ای و نادیده گرفتن تجاوزات و اقدامات مخرب رژیم صهیونیستی است که باعث تشویق آن به تجاوز به کشورهای مختلف در سطح منطقه شده است. بخشی از مسئولیت این انفعال و بی عملی، متوجه کشورهای اروپایی است.
- 3. جناب آقای سفیر، در روزهای اخیر توجه بینالمللی عمدتاً بر تحولات نظامی متمرکز شده است، اما برای بسیاری از ناظران یکی از حساسترین مسائل مربوط به تنگه هرمز است. تقریباً یک پنجم نفت جهان از این کریدور عبور میکند و از نظر تاریخی، تهران امنیت خلیج فارس را به عنوان یک جزء اصلی استراتژی بازدارندگی خود در نظر گرفته است. با توجه به تشدید تنشهای فعلی، آیا معتقدید که هرمز را باید صرفاً به عنوان یک مسیر تجاری که باید محافظت شود، یا به عنوان یک فضای استراتژیک که ایران میتواند از طریق آن بر دشمنان خود فشار وارد کند، در نظر گرفت؟
ریشه کنونی بحران در تنگه هرمز و خلیج فارس چه چیزی است؟ از چه زمانی امنیت انرژی در تنگه هرمز به یک بحران جهانی تبدیل شده و باعث تحمیل هزینههایی به شهروندان همه کشورها شده است؟ پاسخ این سوالات روشن است. همانطور که برای همگان آشکار است، قبل از تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی امنیت به ویژه امنیت انرژی و کشتیرانی در تنگه هرمز و خلیج فارس برقرار بود و جمهوری اسلامی ایران نیز ضامن و عامل امنیت در این تنگه بود و 20 درصد انرژی جهان نیز با همکاری و نظارت جمهوری اسلامی ایران با امنیت از آن عبور میکرد.
اما تجاوز غیرقانونی، نامشروع و ناقض حقوق بین الملل آمریکا و رژیم صهیونیستی در حمله به ایران و سوءاستفاده از قلمرو دریایی و هوایی خلیج فارس برای اجرای عملیات نظامی علیه ایران به عنوان دولت ساحلی باعث از بین بردن امنیت در این پهنه آبی شد. لذا روشن است که مسئولیت بحران در تنگه هرمز و ناامنی در بازار انرژی متوجه دو رژیم متجاوز است.
جمهوری اسلامی ایران همچنان همانند گذشته معتقد به عبور امن کشتیها از تنگه هرمز است و در پی اجرای مسئولیت خود در این خصوص است اما لازمه این کار توقف تجاوز نظامیبه ایران و سوءاستفاده از قلمرو دریایی علیه دولت ساحلی است. هیچ کشوری اجازه نخواهد داد از قلمرو دریایی آن برای حمله علیه خود آن کشور سوءاستفاده شود. در صورت توقف تجاوزات و اقدامات مخربی مانند حمله به بنادر و کشتیهای ایران یا اعمال محاصره دریایی از سوی آمریکا، امکان بازگرداندن امنیت در تنگه هرمز و خلیج فارس وجود دارد.
- سالهاست که خلیج فارس عرصهای بوده که در آن بازدارندگی آمریکا، رقابت بین ایران و پادشاهیهای عرب و اخیراً تلاشها برای آشتی - که در توافقات ۲۰۲۳ با میانجیگری پکن با ریاض به اوج خود رسید - با هم تلاقی داشتهاند. امروز، پس از جنگ و گزارشهای منتشر شده توسط وال استریت ژورنال و رویترز در مورد ادعای دخالت عربستان سعودی و امارات متحده عربی در عملیات علیه ایران، تهران چه سطحی از اعتماد را به همسایگان خلیج فارس خود نشان میدهد؟ آیا کانالهای باز شده در سالهای اخیر هنوز به اندازه کافی قوی هستند تا از دوره جدیدی از رویارویی منطقهای جلوگیری کنند؟
جمهوری اسلامی ایران مصمم به ترمیم روابط با کشورهای منطقه است. تهران پیش از جنگ اخیر به کشورهای همسایه نسبت به احتمال سوءاستفاده آمریکا و رژیم صهیونیستی از قلمرو و امکانات آنها برای اقدام علیه ایران هشدار داده بود، اما این هشدارها مورد توجه قرار نگرفت و شاهد وقوع حملات علیه ایران از مبدا این کشورها بودیم. آمریکا حملات متعددی از مبدا این کشورها و با استفاده از قلمرو آنها علیه تمامیت ارضی ما و حتی علیه مراکز غیرنظامی ما مانند مدرسه میناب اجرا کرد.
با این وجود، جمهوری اسلامی ایران کشورهای مطنقه را همسایگان دائمی خود می داند و باید به سمت همکاری مشترک حرکت کنیم. در این چارچوب گفتگو میان کشورهای منطقه بدون دخالت مخرب بازیگران فرامنطقه ای را عامل ثبات تلقی میکنیم. توافقات صورتگرفته در سالهای اخیر، از جمله روند آشتی با عربستان سعودی، نشان داد که کشورهای منطقه قادرند اختلافات را از طریق دیپلماسی مدیریت کنند. بدیهی است که انتشار برخی گزارشها یا ادعاها میتواند موجب نگرانی و طرح پرسشهایی درباره میزان اعتماد متقابل شود، اما کانالهای ارتباطی ایجادشده در سالهای اخیر همچنان از اهمیت فراوانی برخوردارند و میتوانند مانع بازگشت منطقه به چرخه تقابلهای پرهزینه گذشته شوند.
- با توجه به این تنشهای فزاینده منطقهای، وضعیت فعلی روابط بین تهران و واشنگتن چگونه است؟ آیا هنوز کانالهای دیپلماتیک مستقیم یا غیرمستقیم بین دو پایتخت وجود دارد، و مهمتر از همه، حداقل شرایط برای ایران که از سرگیری گفتگو با ایالات متحده را معتبر بداند، چیست؟
در خصوص روابط تهران و واشنگتن، واقعیت آن است که اختلافات عمیق و دیرپایی میان دو کشور وجود دارد و اقدامات مخرب آمریکا علیه ایران باعث تعمیق بی اعتمادی به واشنگتن شده است. با این حال، مسیرهای دیپلماتیک بهطور کامل مسدود نشدهاند و تلاش های کشورهایی نظیر پاکستان درجریان است. نکته مهم برای موفقیت مذاکرات این مساله است که گفتوگو زمانی میتواند مؤثر باشد که بر پایه احترام متقابل، تعهدات قابل راستیآزمایی و پرهیز از سیاست فشار و تهدید شکل گیرد. هرگونه روند جدید دیپلماتیک مستلزم ارائه تضمینهایی است که از تکرار تجربیات ناموفق گذشته جلوگیری کند. ما در دو دور گفتگوهای پیشین حسن نیت خود را نشان دادیم اما با خیانت آمریکا به دیپلماسی، در میانه مذاکرات با تجاوز طرف مقابل مواجه شدیم.
- برنامه هستهای ایران سالهاست که در مرکز اختلاف این کشور با غرب قرار دارد. پس از جنگ و وخامت روابط با ایالات متحده و اسرائیل، آیا تهران هنوز معتقد است که راهحل دیپلماتیک برای مسئله هستهای امکانپذیر است؟ و چه تضمینهایی را جامعه بینالمللی باید دریافت کند - و به همان اندازه، به ایران ارائه دهد - تا بر بنبست فعلی غلبه کند؟
پرونده هستهای ایران نیز از همین منطق پیروی میکند. جمهوری اسلامی ایران همچنان معتقد است که راهحلهای پایدار از مسیر دیپلماسی عبور میکنند، نه از طریق فشار، تحریم یا تهدید نظامی. آمریکا موفق به تسلیم ایران با اعمال تحریم های غیرقانونی و ارتکاب تجاوز نظامی نشد. ما دیپلماسی را تنها راهکار قابل اتکا می دانیم. جامعه بینالمللی حق دارد نسبت به ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران اطمینان حاصل کند و ایران نیز به همان اندازه انتظار دارد حقوق مشروع هستهای و منافع اقتصادی ناشی از توافقات بینالمللی محترم شمرده شود. هر توافقی تنها زمانی پایدار خواهد بود که مبتنی بر توازن حقوق و تعهدات باشد. برنامه هسته ای ایران ماهیتی صلح آمیز دارد و گزارش های 15 گانه پیشین آژانس نیز آن را تایید کرده است؛ همانطور که در توافق موسوم به برجام نشان دادیم، آماده همکاری مجدد با جامعه بین المللی برای اثبات صلح آمیز بودن برنامه هسته ای خود در مقابل رفع تحریم ها و احترام به دیگرحقوق مشروع ایران هستیم. در این چارچوب، با توجه به تجربه منفی خروج آمریکا از برجام و بی اعتمادی به آمریکا، تاکید داریم که باید تضمینهای کافی برای احقاق حقوق ایران از جمله آزاد شدن داراییها و رفع تحریم ها درنظر گرفته شود.
- از زمان شروع جنگ، بسیاری از تحلیلگران، تابآوری سیستم تصمیمگیری ایران را زیر سوال بردهاند. از یک سو، برخی معتقدند که حملات علیه چهرههای کلیدی، جمهوری اسلامی را بر آن داشته است که مراکز تصمیمگیری خود را گستردهتر توزیع کند و هدف قرار دادن آنها را دشوارتر سازد. از سوی دیگر، برخی مرحله فعلی را منعکسکننده بحث داخلی بین دیدگاههای استراتژیک مختلف برای آینده کشور تفسیر میکنند. آیا معتقدید که این تفاسیر واقعیت دارند، یا اینکه در غرب تمایلی به اغراق در اختلافات داخلی ایران وجود دارد؟
در جمهوری اسلامی ایران ما یک قانون اساسی به عنوان مبنای ساختار کشور داریم و روند تصمیم گیری در کشور نیز بر اساس این مبنا قرار دارد. این ساختار وظایف و اختیارات نهادها و مقامات مختلف را تعیین کرده است و اقدامات تروریستی و حذف رهبران و مقامات خللی در روند تصمیم گیری ایجاد نمیکند زیرا روند تصمیم گیری طی چندین دهه بر اساس آن طی شده است. در این خصوص برخی تحلیلهای غربی گاه پیچیدگیهای نظام سیاسی ایران را با شکاف و اختلاف بنیادین اشتباه میگیرند. همانند هر کشور دیگری، در ایران نیز دیدگاهها و رویکردهای مختلفی درباره مسائل راهبردی وجود دارد، اما این تنوع دیدگاهها لزوماً به معنای ضعف انسجام ملی یا فروپاشی مراکز تصمیمگیری نیست. تجربه نشان داده است که در مقاطع حساس، ساختار و نهادهای قانونی کشور از توانایی لازم برای اتخاذ تصمیمات هماهنگ و مؤثر برخوردارند.
- جناب آقای سفیر، جنگ به ناچار توجه را به امنیت منطقهای معطوف کرده است، اما هنوز سوالات زیادی در مورد وضعیت داخلی کشور باقی مانده است. مقامات ایرانی و سازمانهای مستقل ارزیابیهای بسیار متفاوتی از تلفات ناشی از اعتراضات ژانویه ارائه میدهند، در حالی که عفو بینالملل از افزایش اعدامها از زمان شروع درگیری خبر میدهد. دولت ایران چگونه به این انتقادات پاسخ میدهد؟ آیا در حال حاضر در ایران فضای مشروعی برای مخالفت سیاسی وجود دارد که به عنوان تهدیدی برای امنیت ملی تعبیر نشود؟
در حوزه مسائل داخلی، جمهوری اسلامی ایران همواره و به طور همزمان بر ضرورت حفظ امنیت عمومی، اجرای قانون و صیانت از حقوق شهروندان تأکید کرده است. در عین حال، دیدگاههای متفاوتی درباره برخی رویدادها وجود دارد اما در مورد آمارهای منتشر شده، علی رغم ادعاها و اتهامات مطرح شده، هنوز هیچ داده و اطلاعات قابل اثبات و یا مدارکی دال بر تعداد کشته شدگان فراتر از آمارهای رسمی اعلام نشده است؛ در مورد آمار کشته شدگان در آمارهای رسمی نیز بیشتر آنها نیروهای انتظامی و یا غیرنظامیبوده اند که توسط شورشیان مسلح شهید شده اند.
به طور کلی ایران معتقد است که نقد، گفتوگو و مشارکت سیاسی در چارچوب قانون نهتنها تهدید محسوب نمیشود، بلکه میتواند به تقویت انسجام اجتماعی و توسعه سیاسی کشور کمک کند. با این حال، همانند بسیاری از کشورها، میان فعالیت سیاسی قانونی و اقداماتی که امنیت عمومی را هدف قرار میدهند تمایز قائل است. طبیعی است که همانطور که اعتراضات مدنی حق مشروع شهروندان تلقی میشود، شورش خیابانی مسلح و حمله به نیروهای انتظامی و مراکز دولتی غیرقابل پذیرش است.
- همین الان که ما صحبت میکنیم، جام جهانی مردان فیفا در ایالات متحده، کانادا و مکزیک در حال برگزاری است. حضور ایران در این مسابقات با جنجالهایی بر سر ویزا، مداخلات فیفا و مذاکرات دیپلماتیک همراه بوده است که نشان میدهد جدا کردن ورزش از سیاست بینالملل چقدر دشوار شده است. از دیدگاه شما، آیا این ماجرا ظرفیت ورزش را برای ایجاد پل ارتباطی علیرغم تنشهای ژئوپلیتیکی نشان میدهد، یا اینکه نشان میدهد سیاست اکنون تا چه حد حتی بر رویدادهای ورزشی بزرگ جهان تأثیر میگذارد؟
درباره جام جهانی فوتبال و پیوند میان ورزش و سیاست، باید گفت که ورزش در ذات خود زبان مشترک ملتها و بستری برای نزدیکی فرهنگها و ملتهاست. این موضوع میتواند پیوندها و همبستگی میان ملت ها را تقویت کند. با این وجود، برخلاف شعارهای کشورهای غربی مبنی بر عدم دخالت سیاست در ورزش، واقعیتهای موجود نشان میدهد که تحولات سیاسی و ژئوپلیتیکی گاه حتی بر بزرگترین رویدادهای ورزشی نظیر جام جهانی نیز سایه میافکنند و باعث دشواریهایی در روند مسابقات میشوند.
همانطور که در اخبار مشاهده کرده اید، در حالی که آمریکا به عنوان میزبان این دور از جام جهانی موظف به صدور روادید و تسهیل ورود کشورهای شرکت کننده در جام جهانی است، اما با سیاسی کاری و اقدامات مخرب دشواریهایی برای تیم ملی ایران و کاروان ورزشی جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرده است؛ تاجایی که تیم ملی ایران که به عنوان سومین تیم موفق به کسب سهمیه جام جهانی شد، و طبق برنامه ریزی مسابقات از سوی فیفا تمام مسابقات آن نیز در آمریکا برگزار خواهد شد، به دلیل کارشکنی آمریکا ناچار شده است اردوی خود را در مکزیک برگزار کند. چنین کارشکنی در هیچ یک از ادوار پیشین جام جهانی از سوی میزبانان سابقه نداشته و بیانگر رویکرد مخرب آمریکا در موضوعات سیاسی و ورزشی بین المللی است.